تبليغاتX
دوست داشتن عاشقانه
دوست داشتن عاشقانه
عـــــــــاشـــــــقانه
لحظه ی جدایی
 

       

 

                                             لحظه ی جدایی

 

دلم گرفته به وسعت تمام دلتنگیهایم دلم میگیرد وقتی یاد حرفهای شیرینت را

 

 

در خاطرات غبار گرفته ام مرور می کنم.

 

 

می خواهم فریادی بزنم و این سکوت تلخ جدایی را بشکنم .

 

 

دلم میگیرد هنگامی که نظاره گرت بودم وقتی دستانت را در دست دیگری دیدم.

 

 

قلبم به درد می آید وقتی به  بی رحمی سرنوشت فکر میکنم.

 

 

لحظه ی جدایی من و تو لحظه ی غربت و تنهایی من است.

 

 

تمام لحظاتم از این پس غم و غصه می شوند ومن تنها می توانم خاطره ی با تو

 

 

بودن را که برایم بر جای گذاشتی را سپری کنم.

 

 

قلم در دستانم می لرزد بغض کهنه ای گلویم را آزار می دهد نمی دانم چگونه

 

 

تک تک واژه ها یم را کنار هم قرار بدهم تا مرهم قلب ترک خورده ام شود.

 

 

دیگر نمی توانم اشکهایم را و بغضی که در گلویم است پنهان کنم.

 

 

اکنون تنهای تنها در گوشه ای از اتاق در دل تاریکی شب با کوله باری از

 

 

حس تنهایی آرام آرام قطره اشکی از چشمانم سرازیر می شود به یاد اولین

 

 

روز آشناییمان .

 

 

چشمانم گریان است به یاد روزهایی که با هم بودیم به یاد حرفهای عاشقانه ای که

 

 

آرام در گوشم نجوا می کردی.

 

 

چشمانم غرق اشک است به یاد لحظه ی سخت جدایی در هنگام غروب زیر نور

 

 

چراغ ایستگاه . تو رفتی و تنهایم گذاشتی با همه ی دیوانگی ات.

 

 

به وسعت تمام شب های فراق و دوری از تو درد عشقی کشیدم که هیچکس نمیداند

 

 

ای عشق از دست رفته بدان تو را با همه ی خاطرات تلخ و شیرینت به دست روزگار

 

 

می سپارم و یادت را از ذهنم می زدایم.

 

 

 

                                     

            

                                     

 

لينك | نوشته شده در 2009/10/8ساعت 12:22 توسط غـــــــــزل |
Copyright By ghazalashegh - This Template Designed By HOTWEBS


بهترین وبلاگ ایرونی

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس